چالش «زیبایی طبیعی» در ایران: فرار از فیلتر یا ترند جدید؟

کفی نت ڨلل - چالش «زیبایی طبیعی» در ایران: فرار از فیلتر یا ترند جدید؟

اگر این روزها سری به اینستاگرام بزنید، با تصویری مواجه می‌شوید که چند سال پیش کمتر کسی انتظارش را داشت: زنانی که تا دیروز با لب‌های حجیم، گونه‌های برجسته و بینی‌های اصلاح‌شده در دوربین ظاهر می‌شدند، اکنون عکس‌های جدیدی منتشر می‌کنند—همان قوز بینی، همان خطوط خنده، همان بافت واقعی پوست. این موجی است که در فضای اینترنتی ایران به یک چالش جدی تبدیل شده و نامش «زیبایی طبیعی» (نچرال بیوتی) است.

چالش زیبایی طبیعی؛ این بار با سال ۱۳۹۷ چه تفاوتی دارد؟

نکته جالب این است که این اولین باری نیست که ایران چنین موجی را تجربه می‌کند. حدود سال ۱۳۹۷ (۲۰۱۸) نیز بحثی درباره «بازگشت به چهره طبیعی» مطرح شد، اما آن بار چندان جدی گرفته نشد و توجه چندانی جلب نکرد. در آن زمان، فضای اینترنتی ایران به اندازه امروز فعال نبود و افراد مشهور هم تمایلی به انتشار عکس‌های بدون فیلتر نداشتند.

اما شرایط تغییر کرده است. مخاطبان بیشتر شده‌اند، ابزارهای تصویری در دسترس‌ترند و چهره‌های شناخته‌شده—از بازیگران تا اینفلوئنسرها—جسارت بیشتری برای نشان دادن خود واقعی‌شان پیدا کرده‌اند. به همین دلیل، این بار این چالش به احتمال زیاد بیشتر از سال ۱۳۹۷ جدی گرفته می‌شود و به یک ترند فراگیر در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است.

«طبیعی» بودن، خودش به یک استاندارد جدید تبدیل شده است

اما همه با این موج موافق نیستند. برخی کارشناسان و منتقدان اشاره می‌کنند که آنچه امروز به عنوان «زیبایی طبیعی» ارائه می‌شود، همیشه واقعاً طبیعی نیست. بخشی از کسانی که می‌گویند بدون آرایش و بدون دستکاری جلوی دوربین آمده‌اند، در واقع با آرایش بسیار سبک، مراقبت‌های پوستی گران‌قیمت و روش‌هایی که به چشم نمی‌آیند، خودشان را به استاندارد جدیدی نزدیک می‌کنند—استانداردی که همان صنعت زیبایی ساخته است.

به عبارت دیگر، فاصله گرفتن از آرایش غلیظ و فیلترهای سنگین به معنای کنار گذاشتن آن بازار نیست؛ فقط شکلش عوض شده و همان هزینه و همان تغییرات زیر نام دیگری پنهان می‌شود. یک جامعه‌شناس در مصاحبه‌ای این پدیده را «دروغ دو لایه» توصیف کرده است: هم غیرطبیعی است، هم غیرطبیعی بودن خودش را انکار می‌کند.

چرا نسل Z به این چالش نیاز دارد؟

دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، با استفاده از نظریه پیترییم سوروکین توضیح می‌دهد که جوامع بشری از قرن شانزدهم وارد «دوره حسی» شده‌اند—دوره‌ای که در آن ظاهر بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد. افراد از طریق خالکوبی، دستبند، گوشواره، رژ لب و ده‌ها نشانه دیگر می‌خواهند به دیگران بگویند «من هم هستم».

در چنین زمینه‌ای، ظهور چالش زیبایی طبیعی می‌تواند به عنوان نوعی واکنش روانشناختی درک شود: وقتی «ظاهر» برای مدت طولانی بیش از حد سنگین شده، افراد شروع به جستجوی راهی برای تنفس می‌کنند. اما سوال اصلی این است که آیا این تنفس واقعاً یک آزادسازی است، یا فقط استاندارد زیبایی از «بینی اصلاح‌شده» به «طبیعی به نظر رسیدن» تغییر کرده است؟

آیا این چالش یک ترند ماندگار است؟

اینستاگرام در ایران حدود ۴۲ میلیون کاربر فعال دارد. در مقیاس چنین پلتفرم عظیمی، هر ترندی می‌تواند به سرعت تبدیل به یک «هنجار» جدید شود. ویژگی‌هایی که زمانی نقص محسوب می‌شدند—قوز بینی، خطوط خنده، عدم تقارن چهره—اکنون توسط برخی به عنوان «امضای اصالت» بازتعریف می‌شوند. این تغییر نگرش به خودی خود چیز خوبی است.

اما شاید سوال درست این نباشد که «آیا این چالش واقعاً طبیعی است؟»، بلکه این باشد: آیا ما هنوز نیاز داریم که از طریق یک ترند اینترنتی، به خودمان اجازه دهیم که طبیعی باشیم؟ اگر پاسخ مثبت است، پس این چالش—صرف نظر از اینکه چقدر «واقعی» است—حداقل یک چیز را فراهم می‌کند: دلیلی برای اینکه افراد بتوانند با خیال راحت‌تری، چهره‌ای که در آینه می‌بینند را بپذیرند.

و این پذیرش، برای نسلی که در فیلترها و استانداردهای غیرواقعی بزرگ شده است، به خودی خود یک دستاورد نادر و ارزشمند محسوب می‌شود.